ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
229
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
در وهلهء اول تن درمىدهد ؛ پس اين رسم معمول شده است كه پول را به چند قسمت كنند و در جاهاى مختلف زير خاك پنهان دارند تا پس از هر شكنجه يكى از آنها را بتوانند لو بدهند ؛ اگر زندانى همهء دارائى خود را يكباره از دست مىداد ديگر وسيلهاى براى رشوه دادن و رها شدن در دست نمىداشت و مسلما در شكنجهء بعد جان به جانآفرين تسليم مىكرد . آرى احتياط شرط عقل است . مهمترين اعمال مذهبى ايرانيان عبارت است از : نماز ، زيارت ، صدقه ، روزه و جشن گرفتن اعياد مذهبى . پيش از اقامهء نماز وضو بايد ساخت . دستها را بايد از آرنج تا نوك انگشتان شست ؛ تركها كه اين عمل را در جهت عكس انجام مىدهند مورد تمسخر ايرانيان قرار مىگيرند زيرا آنها با اين عمل ناپاكى را از بيرون به مركز سوق مىدهند . زينتها را از خود دور مىسازند ، بخصوص انگشتريها را و همچنين جامهء ابريشمين از تن بدر مىكنند زيرا « نماز ندارد » . بدن بايد در حال نظافت باشد در غير اين صورت بايد با انجام دادن عمل غسل خود را از قيد ناپاكى مستخلص ساخت . محل نماز را با دقت كامل انتخاب مىكنند ؛ اين محل نبايد غصبى باشد و به همين دليل در خانهاى كه ضبط شده ، يا مالك ، آن را با اعمال زور و فريب بچنگ آورده است از نماز خواندن پرهيز مىكنند . مىدانيم كه ايرانيان به سوى « قبله » نماز مىگزارند ؛ در مواردى كه دريافتن جهت مكه شكى باشد از قبلهنما استفاده مىشود . دستورى نيست كه حتما نماز را در مسجد بخوانند ؛ مىتوانى مسلمان مؤمنى باشى بىآنكه در سراسر عمر پاى به مسجد گذارده باشى . ديگر آنكه براى رهائى از تشويش ، يا بريدن رشتهء مصاحبت با كسى مىتوان اغلب به نماز خواندن متوسل شد . خود بارها شاهد بودم كه وزير اعظم در بحبوحهء صحبت با نمايندگان دول خارجى ناگهان مىگفت : « وقت نماز است » و با اين كلام ديگر رشتهء مذاكرات گسسته مىشد . كسى كه نماز مىگزارد لازم نيست به علت حضور هركس كه باشد نماز خود را بشكند ؛ هرگاه شخص شاه نيز از برابر خادمى كه در حال نماز است بگذرد اين خادم از جاى خود نمىجنبد و عبادت خود را قطع نمىكند . پنج بار در روز هنگام نماز را با اذان اعلام مىدارند . مؤذن با صدائى رسا و قوى اذان مىگويد و با نگهداشتن كف دستها به يك طرف گونه صدايش را تقويت مىكند بطورى كه اغلب صداى وى تا يك ربع ميل مىرسد . متن اذان و همچنين آهنگ آن با وجود كمال سادگيش گيرائى خاصى دارد حتى براى اروپائيها . هر مسافرى با لذت خاطرهء شب آرام پرستارهاى را به ياد مىآورد كه بانگ دلنشين مؤذن از جانب صحرا طنينانداز مىشود و همگان را كه از خود بىخود شدهاند به عبادت مىخواند . ايرانيها مدعى هستند كه از مادر براى اذان گفتن زاده شدهاند بطورى كه حتى تركها ، عربها و مصريها هم از اين جهت با آنان فاصلهء بسيار دارند ؛ مؤذنهائى كه صداى رسا و دلنشين دارند مزد بسيار خوبى مىگيرند . اقدام به زيارت مكه به علت هزينهء هنگفت ، ناراحتيها و خطراتى كه